سفارش تبلیغ
صبا

از «سبیل نیچه ای» تا «سید شهیدان اهل قلم»

از «سبیل نیچه ای» تا «سید شهیدان اهل قلم»

دو سه سالی از شهادت آقا سید مرتضی می گذشت که  وارد دانشگاه شدم و به برکت شهادتش با آثارش آشنا شدم، آثاری که در زمان حیات ظاهری سید مثل خودش غریب بود... درست مثل همه ی آدمهایی که از زمان خودشون جلوتر هستند. نوع نگاهش برام تازگی داشت، یه جورایی خاص بود، اندیشه های عمیق و مستدلی که قلم پرتوان و ذوق لطیف سید به اونها جذابیت مضاعفی می داد؛ هم به عقل می نشست، هم به دل.

avini

واسم خیلی جالب بود در بحبوحه جنگ، فردی که حضور مستقیم تو جبهه داره، راجع به «توسعه و مبانی تمدن غرب» کتاب می نویسه و اونقدر مسلط که یکی از اساتید برجسته می گفت : در ایران، آوینی غرب شناس ترین آدم روزگار خودش بود. در زمانی که یا کسی به فکر این موضوعات نیست یا اگرم هست عمدتاً تکرار اندیشه هایی است که توسعه ی مبتنی بر مبانی تمدن غرب رو یک اصل مفروض می دونه، او از چیستی و چگونگی توسعه پرسش می کنه و مسئله ای رو طرح می کنه که  به یکی از اساسی ترین چالشهای فکری دهه پس از جنگ تبدیل می شه. سید در اون ایام به طرحی برای «فردایی دیگر» فکر می کنه، اما همه ی این دغدغه ها و تلاشهای تئوریک او را از واقعیات جامعه و مسئله مهم زمان خودش  غافل نمی کنه، لذا «روایت فتح» رو می سازه که به گفته برخی کارشناسان این «گنجینه آسمانی» با سبکی منحصر به فرد از بهترین فیلم های مستند جنگی دنیاست.

 این سید همانی است که در دانشکده هنرهای زیبا معماری خوانده، و در فضای به اصطلاح روشنفکری تنفس نموده و به بیان خودش در شب های شعر و گالری نقاشی و عکس سیر کرده، موسیقی کلاسیک گوش نموده، ساعتهایی را به بحث درباره ی چیزهایی که نمی دانسته گذرانده، ریش پرفسوری و سبیل نیچه ای گذاشته... و اما بعد روح سیراب نگشته از سرابِ او، به شرابِ ناب حقیقت راه یافته؛ با شروع جهاد سازندگی به روستاها شتافته تا برای خدا بیل بزند، برای چشیدن و چشاندن طعم محرومیت به بشاگرد رفته و «گمگشته های دیار فراموشی» را به تصویر کشیده است... و سرانجام در رملهای گرم فکه که گویی زمین را به آسمان متصل می نماید؛ تا آغوش معشوق اوج گرفته و مفتخر به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» گردیده است.

***

در آثار شهید آوینی می دیدم که تاکید خاصی بر فلسفه دارد: «جهان امروز فرزند فلسفه است و فلسفه نیز دیگر امروز تفکری بی غرض نیست...» و به این ترتیب او بود که اولین جرقه ها را در ذهن من نشاند و  با کمک عوامل دیگر مرا از دانشکده فنی- مهندسی در مقطع لیسانس به رشته فلسفه در مقطع کارشناسی ارشد کشاند. بعدها به عمق این سخن حکیمانه سید شهید نیز پی بردم که: « تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمی شود و حتی بالاتر؛ دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی آید. باید به جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت...»






آخرین مطالب وبلاگ



ویرایش قالب توسط قافله شهداء